محمد على مجاهدى
381
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
دامنهء تأثير آثار عاشورايى متأسفانه روشن اردستانى همانند تنى چند از شعراى نامدار دورهء قاجاريه كه به خاطر آزادگى و مناعت طبع حاضر به مداحى سلاطين قاجار نشدهاند ، در هالهاى گمنامى قرار گرفته و اغلب تذكرهنويسان اين دوره از پرداختن به شرح احوال و آثار او خوددارى كردهاند ، ولى جاذبههاى شعرى روشن اردستانى به حدى است كه خواص اهل ادب با چشم احترام به وى مىنگرند و شيفتگان ادب عاشورا نيز از ديرباز با اشعار پرشور و بلند عاشورايى او ارتباطى تنگاتنگ دارند . برگزيدهء آثار عاشورايى روشن اردستانى علاوه بر اشعار بلند آيينى كه در مناقب حضرات معصومين عليهم السلام دارد ، آثار او در قلمرو شعر عاشورا از بهترين و پرشورترين آثار ماتمى در زبان فارسى به شمار مىرود . تركيب 27 بندى او در مراثى سالار شهيدان و شهداى كربلا كه هر بند آن داراى يازده بيت است در شمار شيواترين و موفقترين تركيببندهاى عاشورايى است ، علاوه بر آن تركيببند ماتمى ديگرى دارد در 13 بند به استقبال از محتشم كاشانى و چند قصيده و مثنوى عاشورايى ديگر كه هر كدام از منزلت ادبى خاصى برخوردارند و ما به نقل نمونههايى از آثار عاشورايى اين شاعر بزرگ آيينى در سدهء سيزدهم بسنده مىكنيم : شاهى كه برگزيده ز كونين داورش * بر صدر قدر كرده به عزت مصدّرش در عهد مهد ، خدمت او كرده جبرئيل * پرورده در كنار به حرمت پيمبرش بيرون ز درك و وهم و گمان است طينتش * خارج ز بحر كون و مكان است گوهرش فردوس ، قلعهاى است ز شاداب گلشنش * كونين ، بقعهاى است ز آباد كشورش بحرى است جاه او ، كه بود عرش ساحلش * فلكى است قدر او ، كه بود چرخ لنگرش فرسوده قبهاى بود از خرگه جلال * اين گوى تابناك منير مدوّرش . . . در به دو آفرينش عالم كه امر كن * مىبست نقش گنبد نه توى اخضرش دست قضا به خامهء قدرت نوشته بود * توقيع « سيد الشهدايى » به محضرش . . . پيوسته مىكشيد در آغوش ، احمدش * همواره مىمكيد لب روحپرورش مىگفت : از من است حسين و ، من از حسين * مىداد بوسه بر لب و دندان ، مكررش . . . هر روزه بهر كسب شرف ، قدسيان عرش * گردند گرد قبه به سان كبوترش